سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني
79
نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى )
اى پايههاى استوار دين و اى پيشوايان پرهيزكار ! شما براى دفع اين مصيبت بزرگ و بلاى سترك ، نه علاجى و براى دفع اين رسوائى ننگآور و پستى رذالتبار راهى پيدا نخواهيد كرد ، مگر آنكه فرومايه را از قدرت و سلطنت خلع و دور سازيد تا حوزه اسلام را حفظ كنيد و حقوق توده را نگهبانى نمائيد و دين و پيروان آن را از اين ورطه هولناكى كه جز سقوط پىآمدى ندارد ، نجات دهيد . بدون شك وضع موجود موجب نابودى مملكت ، مىشود ، زيرا اين غرامت زياد كه شاه از روى جنون و ديوانگى پرداخت آن را پذيرفته است ، باعث مىگردد كه كينههاى روسيه هم تحريك شود و به بهانه دشمنى با انگليس ناگهان بفكر تصرف استان خراسان بيافتد و انگليس هم از ترس استيلاء آن بر همهء سرزمين و براى حفظ منافع خود در اراضى هند ، سستى نورزد و پابه ميدان بگذارد . آنگاه به تقسيم سرزمين ايران مىپردازند و مردم را ببردگى مىكشانند و ما مسلمانان از آثار اين جنون و انگيزههاى اين زندقه ، جز حسرت و بدبختى ، بهرهاى نمىبريم . البته آن وقت ديگر از ما عذرى پذيرفته نخواهد بود ، چون پيشبينى و پيشگيرى از آن ، امكانپذير بود . اثر اين غرامت را فقط « خلع » جبران مىسازد . لكه اين جنايت را فقط « خلع » دور مىنمايد . زيرا كه پيمانها و تعهدات دولتهاى خودكامه و مستبدى مانند دولت ايران و نظاير آن ، از جانب « شخص » پذيرفته شده و مربوط به « ملت » نيست و با كنارگذاشتن مسئول آن ، آثار آنها از بين مىرود ، و اگر « خلع » انجام يابد ، ديگر شركتها و كمپانيها حق نخواهند داشت آنچه را كه حكومت قبلى بعنوان غرامت پذيرفته است ، از حكومت بعدى و جديد مطالبه كنند . * * * آرى ! اين تنها سخن حق است : خلع يگانه راهى است كه مىتوان بوسيله آن سرزمين مسلمانان را از شر اين خطر بزرگ و نابودى حتمى نجات داد . البته اگر خود شاه كوچكترين علاقه ملى و انگيزه دينى داشت ، حتماً خود استعفا مىكرد تا استقلال